توضیح مختصر حقیقت جو

« حقیقت جو» به شخصی گفته می‌شود که دریافته باشد ما در اسارت « نیروئی مرموز» به سر می‌بریم و درصدد کشف و رهائی از چنگال او باشد و در این راه تلاش کند. بدیهی است که این تعریفی خاص اما درعین حال عام بوده و افراد بسیاری با نقطه نظرات و طرز تلقی‌های گوناگون را در بر می‌گیرد. و درست هم همین است. زیرا طبیعی ست که مردم درباره «موضوعی ناروشن» برداشتهای متفاوتی داشته باشند. و اساسا تنها در چنین موقعیتی است که میتوان امید داشت به حقیقت امر پی برده شود.

بر مبنای تعریف فوق درمی‌یابیم که در اینجا همه انقلابیون و مبارزانی که در راه احقاق حقوق حقه مردم تلاش می‌کنند مد نظر نیستند. به صورت نمونه بزرگانی مثل دکتر محمد مصدق, کارل مارکس, هوشی مین, نلسن مندلا بدون تردید انسانهائی والا و گرانقدر هستند ولی اشخاصی نیستند که منظور این نوشته باشند.

امید است که توضیحات ذیل در این باره روشنگر باشد:

 

حکیم عمر خیام نیشابوری

می‌گوید: « آدمی‌در اسارت بسر می‌برد و همه چیز را طبیعت بر او چیره کرده و انتخابی از خودش ندارد. جهان ما محدود است و ما در غربت زندگی می‌کنیم.»

 

سهراب شهید ثالث

در تریلوژی خود مطرح می‌کند: « مرگ “یک اتفاق ساده (۱۳۵۱)” است. زندگی ما بیجان است “طبیعت بیجان (۱۳۵۲)”. آدمی‌“درغربت (۱۳۵۳)” بسر می‌برد.»

صادق هدایت

در « سگ ولگرد» از سگی اسکاتلندی به اسم « پات» با چشمانی شبیه به چشم انسان که در ورامین غریب و بی پناه مانده است قصه میگوید. پات در بازی شطرنج به وضعیتی که نه برد و نه باخت است یعنی مخمصه ای که عبور از آن امکان پذیر نیست گفته میشود. در آخر این قصه کوتاه پات که با تمام نیروی خود بدنبال اتومبیل شخصی که آرزو دارد صاحب او شود آنقدر میدود که در بیابان خارج از شهر توانش تمام میشود و می‌افتد در مزرعه ای کنار جاده و دارد نفسهای آخرش را میکشد. سه کلاغ سیاه بالای سر او می‌چرخند که وقتی مرد چشمهای او را در آورند.

آیا چشمهای انسان در سگ بدین معنی نیست که آدمی‌در زندگی ای سگی اسیر و زندانی شده است؟

صادق هدایت فکر می‌کرد انسانها در دوران باستان به اسارت درآمده اند. و بعید نیست اطلاعات و مدارکی به صور گوناگون مثلاً قصه ای که سینه به سینه نقل شده و یا مدارکی از دوران ماقبل از اسارت که هنوز در زیر خاک محفوظ مانده اند وجود داشته باشند. او می‌دانست که به زودی رادیو به اقصی نقاط ایران راه پیدا می‌کند و برای کشف زوایای تاریک مانده هویت آدمی‌طرح بسیار هوشمندانه ای را تدوین می‌کند. “فولکور فارسی” یا “ادبیات عامه” یا “داستان‌های مردم” طرح هدایت بود که توسط شاگرد او از رادیو ایران پخش شد.

ابوالقاسم انجوی شیرازی

او پایه گذار برنامه « فرهنگ مردم» بود که از سال ۱۳۴۰ بر روی آنتن رادیو ایران رفت. هدف این برنامه دست یافتن به « ندای اموات» بود.

صادق هدایت شخصیت بسیار گیرائی داشت و افراد زیادی خواهان نشست و برخواست با وی بودند. او به منزل کمتر کسی می‌رفت اما به کرات دیده شده بود که به منزل انجوی رفت و آمد می‌کرد. این موضوع موجب اعتراضات نهان و آشکار بیشتر دوستانش شده بود. آنها نمی‌دانستند که او مشغول تعلیم این جوان استخواندار است. هدایت ۱۹ سال از انجوی بزرگتر بود.

متأسفانه طرح صادق هدایت و انجوی شیرازی شناسائی شد و به نتیجه مطلوب نرسید.

 

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

ابوعلی سینا

مؤلف نوشته‌های بسیاری است. نگارش ۴۵۰ کتاب به او نسبت داده شده و گفته میشود حدود ۲۵۰ جلد از آنها باقی مانده اند. کتابهای پنج جلدی « قانون» و هجده جلدی « شفا» معروف ترین آثار او هستند. « قانون» درباره دانسته‌های پزشکی و « شفا» راجع به جامعه بیمار و طریقه معالجه آن است.

شیخ الرئیس تا هنوز، کاشف تنها روش درست کندوکاو و تحقیق می‌باشد. او تاکید خاصی در به کارگیری صحیح واژه‌ها داشت. انتخاب عنوان « قانون» درباره دانسته‌های پزشکی بدین معناست که ما بر مبنای ضوابطی از پیش تعیین شده بوجود آمده ایم و وظیفه پزشکی را تنها کشف و تشخیص « بیماری» نمی‌داند و برای معالجه درک و فهم درست از دلایلی که « سلامت» بر آنها استوارند را ضروری میداند.

تا آنجا که مدارک و شواهد معتبر نشان می‌دهند ابوعلی سینا اولین کسی است که فهمید « دستگاه عصبی-روانی» انسان در « یک کلیت»  مفهوم پیدا می‌کند. او مشخصات فیزیولوژیکی و عملکردی این دستگاه و ارتباط آن با سایر دستگاه‌های بدن را با دقتی بی نظیر ثبت کرد. ابن سینا در پی یافتن علل سلامت « دستگاه عصبی-روانی» بود که متوجه شد هر چه عمر آدمی‌بالاتر میرود جراحات وارد بر این دستگاه بیشتر میشوند. بدین سان بود که او دریافت « دستگاه عصبی-روانی» انسان بلافاصله بعد از تولد مورد حملات سیستمیکی است که هر یک مقداری از توانائی و ظرفیت آدمی‌می‌کاهند.

(رشته فوق تخصصی « نوروسایکیاتری» که چند دهه پیش در آلمان تعریف شد و به برخی از مراکز آموزش پزشکی جهان راه پیدا کرد برداشتی ناقص از درسهای ابوعلی سینا در این مورد است. و وجود رو به تزاید بیماران روانی در جهان دلیلی بر این ادعا می‌باشد. طبق مستندات سازمان ملل امروز حدود ۲۵ درصد جمعیت جهان دچار اختلالات روانی هستند.)

ابوعلی سینا
ابوعلی سینا

ابوعلی سینا در کتاب «برهان شفا» طرق ممکنی که دشمن برای آسیب رسانی می‌تواند مورد بهره برداری قرار دهد را نشان داده است. او جراحاتی که بر دستگاه فوق العاده گسترده و پیچیده عصبی-روانی وارد آمده است را بیش از حد « گنگ و ناروشن» تشخیص می‌دهد که در صدد معالجه آنها برآید. در نتیجه متد پیشگیری و نه معالجه را ترجیح می‌دهد.

کتاب «برهان شفا» در زمان حیات او در نسخ بسیاری تکثیر و درمیان پیروانش توزیع شد. به احتمال زیاد این تنها نوشته اوست که کاملا مورد دخل و تصرف و تحریف واقع نشده است. زیرا جمع آوری همه نسخه‌های آن امکان پذیر نبوده است. او در این نوشته به پیروانش نحوه شناسائی و از میان برداشتن ابزار و سلاحهای دشمن را می‌آموزد.

چشمِ امید بستن به جوانان کم دانش و کم تجربه برای ساختن آینده بهتر از زمان ابوعلی سینا و بر این اساس آغاز شده است.

به علت پاکسازی جامعه از بخشی از سلاحهای دشمن در عرض چند دهه مردم تا حدودی سالمتر ماندند و در واقع این زمانی است که دوران طلائی اسلام آغاز می‌شود. پیشرفت شگرفی که در این دوره تا حمله مغولها در ایران و اطرافش صورت پذیرفت با هیچ دوره دیگری در تاریخ جهان قابل مقایسه نیست. دوره طلائی اسلام از زمان ابوعلی سینا به بعد آغاز می‌شود. نه از زمان خوارزمی. به این مطلب جداگانه پرداخته خواهد شد.

ابوعلی سینا به ابوالحسن بهمنیار وظیفه می‌دهد که سعی کند یک انسان را از ابتدای تولد تا حد ممکن سالم نگهدارد. یازده سال پس از درگذشت شیخ الرئیس، خیام بدین منظور انتخاب شد.

پدر خیام پزشکی حاذق و از یاران ابوعلی سینا بود. از قبل از تولد خیام یک تیم کارشناس در منزل او مستقر شد. بهمنیار که در آن زمان بزرگترین دانشمند جهان بود ۸ سال بعد به این تیم ملحق شد و تا آخر عمر در منزل خیام زندگی کرد. ابوالحسن بهمنیار ۱۰ سال بعد، زمانی که خیام ۱۸ ساله بود بطور ناگهانی با فاصله کمی‌با پدر خیام درگذشت.

خیام کم آسیب دیده ترین انسانی است که می‌شناسیم. تیزی و دقت نگاه او حتی با نگاه ابوعلی سینا نیز قابل قیاس نبود و همه را به حیرت وامی‌داشت.

خیام در ۲۶ سالگی تیمی‌را هدایت کرد که در عرض شش سال موفق به بزرگترین کشف در تاریخ بشر شد. « تقویم جلالی» راز هستی را بر ملا کرد.

شیخ الرئیس به عنوان یک حقیقت جو همواره در تلاش برای تربیت و ساختن نسلی بود که بتواند با شناخت صحیح “قانون” برای “شفای” جامعه مبارزه کند و نهایتا انسان را از اسارت “نجات” دهد.

امروز ۱۰۰۰ سال از وقتی که ابوعلی سینا راه و چاه را به ما نشان داد می‌گذرد. آیا هنوز زمان رهائی از اسارت فرا نرسیده است؟

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای دریا موزیک | دانلود آهنگ ها و مطالب محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.